نوبويوشى فورو كاوا ( مترجم : هاشم رجب زاده و كينيجى ئه اورا )
62
سفرنامه فورو كاوا ( فارسى )
1336 م . دركش ، در مملكت خانات چغتاى ، متولد شد و در سراسر عمر در همهء جنگها كه به آن دست زد ، پيروز شد ؛ و در فرجام كار امپراتورى بود كه بيست و هفت تاج از سر سلاطين برداشته بود . پيشترها در خانات چغتاى چندين خان فرمانروايى داشتند ؛ اما همه از ميان رفتند و تيمور كه بيست ساله شد هيچ خانى در اينجا فرمانروا نبود . توجه و حمايت مردم يكسره متوجهء تيمور شد و او در هر جنگ به پيروزى اعجازگونهاى رسيد . پس او سرزمينهاى متفرق را متحد ساخت و در سال 1370 م . هنگامى كه 34 سال داشت در مملكت چغتاى بر تخت سلطنت نشست و پايتخت را به سمرقند انتقال داد . در ايران [ بر اثر يورش مغولان و ] از دورهء حكومت هولاگو مردم از حاكمان بيزارى يافته بودند . در سال 1393 م . تيمور با عزمى بلند قصد تسخير هند كرد و آنجا را گرفت ؛ و پس از سال 1345 م . بر پايتخت ايران هم ، كه در اين هنگام بغداد بود ، دست يافت . مردم ايران ، بر خلاف انتظار ، از اين رويداد استقبال كردند . در اين زمان تيمور به سرزمينهاى شرقى و غربى زير حكومت تاتار تاخت و تا روسيه پيش رفت . در سال 1398 م . از رود سند گذشت و دهلى را گشود . براى مدتى كوتاه به سمرقند بازگشت . اما ديگربار لشكر راند تا با سلطان ترك ، بايزيد ، بجنگد . تيمور و بايزيد عثمانى مملكت سلطان عثمانى از سال 1299 م . كه سرسلسلهء اين حكومت به نام عثمان آن را بنياد كرد تا روزگار بايزيد پيوسته رو به رونق و توسعه داشت ، چنانكه در سال 1353 م . اورخان شهر آدريانوپول [ - ادرنه ] را گرفت و در سال 1352 م . امپراتورى خود را به خاك اروپا توسعه داد . تيمورنامهاى پرتكبر [ و تحقيرآميز ] به سلطان ترك [ عثمانى ] نوشت و بايزيد هم به همين لحن به نامه تيمور پاسخ داد . سلطان بايزيد كه در اين هنگام كنستانتينوپل را در محاصره داشت و فرجام اين كار هنوز معلوم نبود ، جنگ گستردهاى با تيمور نكرد . تا كه در روز 28 ماه ژوئن سال 1402 م . ميان آنها جنگى پردامنه در آنقوره روى داد كه در آن بايزيد شكست خورد و اسير شد . تيمور با لشكرش به سمرقند برگشت و به شادى اين پيروزى دو ماه جشن و سرور داشتند و لشكريان را پاداش داد . آنگاه به قصد تسخير چين روانه شد ؛ اما ميان راه به تبى مهلك گرفتار آمد و در ماه آوريل 1405 در نزديكى اترار درگذشت . پس از او ، پسر كهترش شاهرخ بر تخت نشست ؛ و چون اين يك در سال 1442 م . زندگيش به سر آمد پسرش حسن ميرزا جانشين وى شد . در اين هنگام نغمهء شورش و سركشى